printlogo


کد خبر: 196516تاریخ: 1398/7/17 00:00
سرمقاله
در تیم امید برنامه‌ریزی محال و موفقیت رویا است!

حمیدرضا عرب

فدراسیون فوتبال سال‌ها است با رؤسای متعدد عملاً هیچ استراتژی مناسبی برای به راه انداختن چرخ‌های تیم امید نداشته و در انتخاب ارکان کادرفنی تیم امید، برگزاری اردوهای میان مدت، شناسایی دقیق استعدادها و هماهنگی میان مربیان باشگاهی و مربیان تیم امید دچار اشتباه‌های مکرر شده است. زمانی هومن افاضلی آلترناتیو همیشگی مربیانی بود که در نیمه‌های راه کار را رها می‌کردند اما اکنون افاضلی هم با آن پیشینه کمرنگ تن به فعالیت در تیم امید نمی‌دهد تا پرنده شانس روی شانه‌های کسی بنشیند که ناکامی‌های متعددی را پشت سر خود می‌بیند. در واقع اگر فرهاد مجیدی گزینه مناسبی برای هدایت چنین تیمی نبود، استیلی هم به همان اندازه فاقد شایستگی است و تکیه‌گاه محکمی برای این تیم محسوب نمی‌شود.
 استیلی اصولاً در مربیگری سردمزاج است و بدیهی‌ترین فاکتورها که لازمه شکل‌گیری یک تیم پرحرارت است را در خود ندارد. شاید استیلی در استعداد‌یابی قدری تبحر داشته باشد اما در کوچینگ بسیار ناوارد است که نمونه‌های بسیاری از آن را در دوران کوتاه مربیگری‌اش در لیگ برتر دیدیم. اینکه حالا فدراسیون فوتبال تن به مربیگری حمید استیلی در تیم امید داده نیز از سر ناچاری و نداشتن استراتژی است وگرنه می‌شد با برنامه‌ریزی و صرف بودجه مناسب مربیان کارآمد‌تری را از سال‌ها قبل بر امورات این تیم مسلط ساخت.
 فقدان بودجه یا بهتر است بگوییم نگاه درجه چندمی به تیم امید اما عنان کار را از دست مهدی تاج و همراهانش ربوده و آنها را نیز دچار یک بی‌تفاوتی بزرگ در مواجهه با تیم امید کرده است. به طور شفاف می‌توان ادعا کرد که بود و نبود تیم امید برای فدراسیون فوتبال اهمیت آنچنانی ندارد و غیبت چهل و اندی ساله در المپیک‌ها از نگاه تصمیم‌گیران اتفاق مهمی محسوب نمی‌شود و همه توجهات به تیم ملی دوخته شده تا شاید پی‌درپی به جام‌جهانی صعود کند.
این تفکر چندان هم افکار عمومی و فوتبال‌دوستان را آزار نداده به این دلیل که تیم ملی فوتبال ایران در دو دوره اخیر جام جهانی حضور داشته و به نوعی سرپوش گذاشته روی ناکامی‌های تیم المپیک. اکنون نیز فدراسیون تاج همچون فدراسیون کفاشیان همین تفکر را دنبال می‌کند و به دنبال موفقیت‌های تیم ملی است نه تیمی که در یک سال اخیر عملاً هیچ طرح و برنامه‌ای برای آماده‌سازی، شناسایی و حرکت در یک مسیر صحیح و سازنده نداشته است. فدراسیون فوتبال حتی به آن اندازه که برای تیم‌های جوانان و نوجوانان اهمیت قائل است برای تیم المپیک تره هم خرد نمی‌کند و این تیم را میان انبوهی از تصمیم‌گیری‌های خلق‌الساعه و نادرست گرفتار کرده و بین مربیانی که خود از سر ناچاری وارد این دایره شده‌اند، دست به دست می‌کند. فدراسیون فوتبال زمانی می‌خواست یحیی گل‌محمدی را در رأس کادرفنی این تیم قرار دهد اما آنقدر بودجه برای استخدام گل‌محمدی که در لیگ برتر صاحب پیشنهادهای میلیاردی بود، کم بود که در نهایت او نیز از پذیرش این تیم سر باز زد.
مسأله فوتبال ایران با تیم امیدش یک رمان قدیمی و پوسیده است که ریشه در تفکرات حاکم بر آن دارد و مادامی که همین وضعیت حاکم باشد فوتبال ایران رنگ المپیک را نخواهد دید.
 


Page Generated in 0.0054 sec