printlogo


کد خبر: 177264تاریخ: 1397/10/20 00:00
در پاسخ به یادداشت فرشاد کاس‌نژاد با عنوان «کی‌روش و برانکو، هر دو می‌دانند...»
من کروکودیل نیستم
روزی که برانکو درباره توقع قهرمانی از تیم ملی حرف زده صمد مرفاوی هم مصاحبه کرده، قبل‌تر علی کریمی هم حرف زده بود. مجید نامجومطلق، بیژن ذوالفقارنسب و ده‌ها مربی ایرانی دیگر هم در این باره حرف زده بودند و فحوای کلام‌شان تقریبا یک نکته مشترک داشت و اینکه از تیمی با کیفیت تیم ایران انتظار قهرمانی کاملا بجاست. طی هفت سال طوری بارمان آورده‌اند که از رل خودمان دور و دورتر شویم. نقد نکنیم، ساکت باشیم و فقط نگاه کنیم. یک روز مقدماتی جام جهانی است و نباید نقد کرد چون تیم ملی بازی مهمی دارد و از نقد ما برداشت حاشیه‌سازی دارند، روز بعد در جام جهانی به میدان می‌رویم و فقط باید سکوت کنیم.

محمد قراگزلو

لازم به یادآوری نیست که بگویم من عاشق تیم ملی‌ام و فارغ از هر اتفاقی که پیرامون این تیم طی این هفت سال افتاده - و متاسفم که به‌عنوان یک فوتبال‌نویس نزدیک به تیم ملی نبوده‌ام - عاشقانه بازی‌هایش را تماشا می‌کنم و با هر گل در بازی‌های دوستانه‌اش هم حظ می‌کنم و فریاد می‌کشم، چه رسد به اینکه پای جام ملت‌ها و شکست طلسمی وسط باشد که عمرش از سن من هم بالا زده. این را گفتم که بگویم اگر روز دوازدهم بهمن کی‌روش جام زیبای قهرمانی را لمس کرد آنقدر خوشحال و مسرورم که با تمام نقدهایم به او و رفتارش در قبال رسانه‌ها، اهالی فوتبال و مربیان ایرانی با حرص نگاهش نخواهم کرد و لبخند روی لبم نمی‌خشکد.

نکته دوم که باید روشن کنم موضعم در قبال برانکو ایوانکوویچ است که با ده فینال آسیایی دیگر و ده قهرمانی بعدی لیگ برتر نیز هرگز نخواهم گفت هر چه برانکو بگوید صواب است پس من حق نقدش را ندارم.
نوشته‌هایم درباره برانکو طی این چند سال موجود است و نیازی نمی‌بینم که تکرار کنم شیفته برانکو نیستم و البته نیش و کنایه‌های او را هم در این ماجرای درگیری ادامه‌دارش با کی‌روش لمس می‌کنم و حواسم به او نیز هست.
نکته سوم که صراحتا باید به آن اشاره کنم اینکه در دو قطبی برانکو - کی‌روش برعکس بسیاری از دوستان که تصور می‌کنند چون پرسپولیس را دوست دارم و اتفاقا دو بار در آن ضیافت‌های ناهار برانکو حضور داشته‌ام، به سمت ویچ‌ها غش نمی‌کنم و البته متاسفم که می‌بینم در نقطه مقابل بعضا دوستان ژورنالیست هواخواه استقلال یا استقلال‌نویس به این تصور غلط، در صف حامیان کارلوس کی‌روش سنگر گرفته و تک‌تیرهایی رها می‌کنند بدون اینکه به خطاهای مرد پرتغالی و تحقیرشدن‌های روزانه اهالی رسانه و فوتبال ایران اشاره‌ای داشته باشند و کک‌شان بگزد.
اینها مقدمه‌ای بود برای پاسخ به یادداشت دوست خوبم فرشاد کاس‌نژاد که بعد از مجادله کلامی غیر مستقیم اخیر کارلوس - برانکو با تیتری معتدل اما به سوی کارلوس غش کرده و به شکل ملموسی جانب او را گرفته است.
 اول) تصور می‌کنم نتیجه‌گیری‌تان از آتش افکنی برانکو اساسا اشتباه یا مغرضانه صورت گرفته چرا که قابل باور نیست برانکو وقتی صبح از خواب بیدار شده با این نیت روزش را آغاز کرده که امروز - روز بازی ایران و یمن - روی اعصاب کارلوس پیاده‌روی کنم و برای او و تیمش حاشیه‌ای بسازم. از سوی دیگر همان‌گونه که افرادی در نشست خبری کی‌روش از او درباره حرف‌های برانکو پرسیده‌اند و نظرش را خواسته‌اند، خبرنگارانی در نشست خبری برانکو حاضر بوده‌اند که درباره تیم ملی از او سوال کنند و ایوانکوویچ به صورت خودجوش نخواسته درباره سرمربی عراق و اینکه تیم ملی باید به فینال جام ملت‌ها برسد، حرفی بزند. در واقع اگر سوالی نبود جوابی هم داده نمی‌شد. حال اینکه این پرسش‌ها - در هر دو نشست و نشست‌های خبری قبلی - عمدا و با تحریک برخی افراد یا نزدیکان دو مربی مطرح می‌شود یا خیر را نمی‌دانم و نمی‌خواهم به آن ورود کنم.
 دوم) روزی که برانکو درباره توقع قهرمانی از تیم ملی حرف زده صمد مرفاوی هم مصاحبه کرده، قبل‌تر علی کریمی هم حرف زده بود. مجید نامجومطلق، بیژن ذوالفقارنسب و ده‌ها مربی ایرانی دیگر هم در این باره حرف زده بودند و فحوای کلام‌شان تقریبا یک نکته مشترک داشت و اینکه از تیمی با کیفیت تیم ایران انتظار قهرمانی کاملا بجاست.
حالا هر کدام این نکته را با ادبیات منحصر به فرد خودش تحویل رسانه می‌دهد و به این هم نقدی نیست. در برخی‌هایشان نیش و کنایه هم هست اما ته ماجرا تعریف از تیم کی‌روش است. تیمی که آنقدر بزرگ شده و به قله نزدیک که می‌تواند قهرمان جام ملت‌ها باشد اما عجیب اینکه هم مرد پرتغالی، هم حامیانش بخش منفی ماجرا را چسبیده‌اند و تصور می‌کنند هر که از این تیم قهرمانی خواست و فینال را مطالبه کرد دنبال حاشیه‌سازی است و تیم ملی کشورش را دوست ندارد.
باید روی این نکته تاکید کنم که ایجاد توقع قهرمانی از تیم ملی نه به دست برانکو در روز بازی نخست ایران بلکه پیش‌تر صورت گرفته بود و هرگز اینطور نبوده که اتاق فکری مخوف متشکل از مربیان ایرانی و مخالف بزرگی مثل برانکو دور یک میز جمع شده باشند و طی نقشه‌ای منسجم از تیم کی‌روش قهرمانی طلب کنند با این نیت که او را به چاله بیندازند و از مسیرش منحرف کنند.
 سوم) البته که گرفتن قول قهرمانی از بزرگترین مربی دنیا که بهترین تیم جهان را در اختیار دارد هم منطقی و عقلانی نیست اما داستان وقتی پیچیده می‌شود که بدانیم کی‌روش با تکرار حرف‌های قبلی‌اش و پافشاری روی موضعش بیش از اینکه دنبال پیش بردن اهداف استراتژیکش در تورنمنت باشد، در مسیر یک بازی کودکانه با منتقدان داخلی قدم برمی‌دارد و بعضا مثل تینیجرهای لجبازی که هر روز برای والدین‌شان معضلی می‌آفرینند و به هیچ صراطی مستقیم نیستند، در هر مصاحبه‌اش نیش و کنایه‌ای دارد با این مضمون که شما هیچ، من همه.
 چهارم) متاسفم که بگویم مرد پرتغالی با تمام افتخارات و رزومه پربارش در جای‌جای دنیا به موازات پیشرفت‌های فنی و تجربیاتی که اندوخته، تبحر فراوانی در داستان‌سازی و داستان پروری دارد و به نوعی در این آیتم بین مربیان بزرگ دنیا احتمالا به جایگاهی دست نیافتنی رسیده است. تداوم ماجراهای مهرداد مسعودی و شبکه الکاس را می‌توانم در همین راستا مثال بیاورم.
پنجم) با مرور مصاحبه برانکو و حرف‌هایی که او در خصوص کاتانچ زده به صراحت می‌توان گفت در لا‌به‌لای کلام او نکته‌ای نبوده که حس ایران‌دوستی کارلوس کی‌روش را اینچنین جریحه‌دار کند و از این رفتار به‌عنوان «غیر حرفه‌ای» نام ببرد. برانکو فقط به ارتباط خوبش با سرمربی عراق اشاره کرده و از سابقه خوب او در منطقه گفته ضمن اینکه به تیم عراق هم اشاره کرده و گفته دلیلی نمی‌بیند که آنها مقابل ایران برنده باشند.
اینکه چطور مرد پرتغالی از این حرف‌ها برداشتی داشته که به رفتار غیرحرفه‌ای تعبیر می‌شود احتمالا ناشی از همان برداشت‌های منفی قبلی است و اینکه هر حرفی از دهان منتقدانش بیرون بیاید، او دنبال نکته‌هایی از لابه‌لای آن حرف‌ها می‌گردد تا ثابت کند برایش حاشیه ساخته‌اند و بگوید می‌بینید فلانی چطور با من دشمنی می‌کند و بدخواه تیم ملی است؟
ششم) رسانه‌ها مدت‌هاست که مطالبه‌ای از تیم ملی و سرمربی‌اش ندارند.
 اصلا طی هفت سال طوری بارمان آورده‌اند که از رل خودمان دور و دورتر شویم. نقد نکنیم، ساکت باشیم و فقط نگاه کنیم. یک روز مقدماتی جام جهانی است و نباید نقد کرد چون تیم ملی بازی مهمی دارد و از نقد ما برداشت حاشیه‌سازی دارند، روز بعد در جام جهانی به میدان می‌رویم و فقط باید سکوت کنیم.
فردا روز جام ملت‌ها از راه می‌رسد و اگر هر حرفی و نقدی درباره تیم ملی داشته باشیم باید به توئیتر و اینستاگرام شخصی‌مان پناه ببریم یا دچار خودسانسوری شده و اگر هم حرفی داشتیم قورتش بدهیم یا آنقدر بولدش نکنیم که به گروه پرتغالی - که حالا فراتر از بندرعباس و جزیره هرمز، در همین تهران به ما حکم می‌رانند- برنخورد و روزشان را خراب نکند.
بله، ما مطالبه‌ای از کی‌روش نداریم و از تیم ملی‌مان دور افتاده‌ایم چون جزو آن دسته از کروکودیل‌هایی هستیم که نباید به تیم‌مان نزدیک شویم چون از اینجا تا امارات جلوی پایمان سنگ می‌اندازند که نکند اگر آنجا بودیم و اتفاق بدی در تیم کارلوس افتاد خدای نکرده بازتابش دهیم و نشرش دهیم. صبر کنید ببینم. مگر این کار اصلی ما نیست؟ نقد نکنیم، خبر هم ندهیم؟
ما مطالبه‌ای از کی‌روش نداریم اما عجبا که می‌بینیم او برخی‌مان را کروکودیل خطاب می‌کند و همه ما روزنامه‌‌چی‌ها را به جان هم انداخته و دوشقه کرده است. ما مطالبه‌ای از کارلوس و تیمش نداریم اما نخواهید که به سکوت عادت کنیم. نخواهید که قبل و حین یا بعد از جام ملت‌ها سکوت کنیم و حرفی نزنیم حتی اگر مرد پرتغالی قبل از رفتن به تورنمنت صراحتا گفته باشد هر کس با ما نیست در خانه بماند و دوستان‌مان حتی بعد از این جمله تحقیر آمیز، انگار با شنیدن غزلی از حافظ سری تکان داده و به‌به و چه‌چه کرده باشند یا خودشان را به نشنیدن بزنند!
 هفتم) اینجا قرار نیست از حق پرسپولیس دفاع کنم چرا که اساسا این یادداشت یا هر چه که اسمش را بگذارید در جهت دفاع از منافع پرسپولیس و سرمربی‌اش نوشته نشده بلکه برای تنویر افکار عمومی است که تصور نکنید همه دنبال حاشیه‌سازی برای کی روش و تیم ملی هستند و او به شکلی کاملا حرفه‌ای با ادبیاتی رشک برانگیز فقط جواب منتقدان را می‌دهد و هرگز دنبال حاشیه‌سازی نیست. فقط کافی است به این بخش از حرف‌های سرمربی تیم ملی اشاره کنم، آنجا که می‌گوید: «با تمام تخصص و حمایتی که از تیمش دریافت کرد باز هم نتوانست قهرمان لیگ قهرمانان آسیا شود. حمایتی که باعث شد تیم‌های دیگر ضرر کنند.»
به جمله آخر دقت کنید. به تاثیرش هم فکر کنید. اینکه چطور با همین نیم جمله کل لیگ یا مدعیان پرطرفدار لیگ برتر را علیه پرسپولیس و برانکو می‌شوراند. اتفاقی که متاسفانه مسبوق به سابقه است و آثار سوء‌اش را پیش از این کلیت فوتبال ایران لمس کرده است.
 هشتم) تا یادم نرفته تاکید کنم من کروکودیل نیستم اما اگر کارلوس و حامیانش دوست دارند من و برخی همکاران منتقدم را اینگونه ببینند دوست دارم در همان پوسته ظاهرا وحشتناک کار خودم را درست انجام بدهم و ضمن رعایت اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری، حتی حین مسابقات نقد کنم یا در صورت تکرار نمایش‌های خوب تیم ایران هر روز در مدح نمایش‌های درخشان تیم ملی کشورم چیزی بنویسم.
.

 


Page Generated in 0.0060 sec