printlogo


کد خبر: 174107تاریخ: 1397/9/15 00:00
دستاوردهای لیگ هجدهم در آستانه اتمام نیم فصل اول
آینه‌ای نه چندان شفاف

وصال روحانی

در فاصله اندکی تا پایان نیم‌فصل اول لیگ برتر فوتبال کشور و در شرایطی که یک تعطیلی 45 روزه را پیش رو داریم که بیشتر مرتبط با برگزاری جام ملت‌های آسیا است تا ویژه استراحت و بازبینی در کار باشگاه‌ها، اوضاع فنی و لجستیکی لیگ چندان مساعد نشان نمی‌دهد.
در 14 هفته سپری شده و در آستانه برگزاری واپسین دیدارهای نیم فصل اول و در قالب هفته پانزدهم، البته می‌توان پیشرفت‌هایی را در کار برخی تیم‌ها رؤیت کرد و «پدیده» را چنان خروشان و سپاهان را آنقدر تلاشگر دید که در ادوار اخیر لیگ از آنها مشاهده نکرده بودیم اما اگر یک پیشرفت محسوس و یک رشد فنی فراگیر مورد نظرمان و هدف گردانندگان لیگ و آرزوی سران فدراسیون باشد، لیگ هجدهم از این نظر بالای دست لیگ‌های قبلی ظاهر نشده است. چیزی مثل «پدیده» که با به هم ریختن حساب‌های قبلی به صدر جدول برود، در حافظه تاریخی لیگ به‌راحتی در لیگ پانزدهم در قامت و سیمای استقلال خوزستان (که به قهرمانی هم رسید) قابل ردیابی و تماشا است و اگر احیایی به مدل سپاهان امسال را در سنوات اخیر لیگ جست‌وجو کنیم، با همین سرمربی (امیر قلعه‌نویی) و در یک تیم دیگر اصفهانی (ذوب‌آهن) و در همین لیگ هفدهم که اردیبهشت امسال به پایان رسید، قابل واکاوی و کشف است. پدیده‌هایی فردی را البته با فروغ متوسط در لیگ هجدهم شاهد و ناظر بوده‌ایم و اللهیار صیادمنش در استقلال تهران، وحید خشتان در استقلال خوزستان و «قاسمی‌نژاد»‌های تیم پدیده و بریتانیایی‌های فراری (!) تیم تراکتورسازی از آن قبیل‌اند و این بر چسب کم و بیش به آدام همتی از پرسپولیس هم می‌خورد و شاید هم باید استنلی کی‌روش برزیلی و سپاهانی را به‌رغم اینکه سومین سال حضورش را در لیگ ایران سپری می‌کند، از چهره‌های نخست نیم فصل دانست و این فقط به سبب نشستن او در صدر جدول گلزنان امسال نیست و به‌دلیل نوع بازی و حرکت قدرتمندانه‌اش در محوطه محوله به ‌وی در طول هر مسابقه‌ای است که طی آن به‌ میدان گسیل شده است. کمال‌طلبانی را هم داریم که پدیده‌هایی ریزتر ولی آینده‌دارتر را در افق لیگ هجدهم نشان کرده‌اند ولی اگر ابتدا به ساکن به آینه این لیگ در آستانه اتمام نیم‌فصل اول بنگریم، تصویر چندان شفافی را مشاهده نمی‌کنیم و لیگی فراروی ما است که از قوت و غنا و پیشرفت کمتر می‌گوید و در بند هیجان و همچنان اسیر حاشیه است و چون معمولاً در نیم فصل دوم بازی‌ها فرسایشی‌تر و روند توزیع امتیازات حساس‌تر و مسابقات بسیار پرزحمت‌تر می‌شوند، نمی‌توان به رفع معایب فوق و ایجاد مشخصه‌های فنی زیبا در آن ایام امید بست. در آن روزها نه تنها تیم‌ها برای رسیدن به اهداف خود بسیار اقتصادی و محتاط‌تر بازی خواهند کرد بلکه به سبب کم بودن زمان و مهلت و انباشت مسابقات برگزار نشده (مرتبط با جام ملت‌های آسیا) به طور متوسط هر 5 روز یک بار به میدان گسیل خواهند شد و در چنان روزهایی زنده ماندن (!) هم یک هدف اصلی و دستاوردی مهم خواهد بود و هیچ‌کس در آن روزهای سخت و نفسگیر و در شرایط چشمک‌زدن بهار به زمستان به فکر بازی زیبا نخواهد بود و فقط اندوختن امتیاز، شرط و هدف و ملاک است.
این از جمله وظایف و دستاوردهای عدول‌ناپذیر لیگ نیست که هر سال موجب پیشرفت فنی چشمگیر تیم‌های حاضر در مسابقات شود و این وظیفه بدیهی و مستقیم خود باشگاه‌ها است اما فدراسیون و سازمان لیگ نیز با نوع برنامه‌ریزی‌شان برای برگزاری این مسابقات سهمی عمده در این فرآیند دارند و وقتی هر تعطیلی 20 تا 25 روزه لیگ را که مرتبط با اردوها و مسابقات تیم ملی است با برگزاری سرسام‌آور دیدارهای عقب‌افتاده لیگ در یک بازه زمانی کوچک جبران می‌کنند، بدیهی است که نه فقط عوارض و مصدومان زیادی روی دست تیم‌ها بمانند، باشگاه‌ها هم با رها کردن اهداف و شعارهای دلنواز مرتبط با «فوتبال زیبا» فقط به‌دنبال کسب هدف‌شان بروند و تیم‌های بالانشین جدول برای قهرمانی، ستیزهای هولناک فیزیکی داشته باشند و قعرنشین‌ها هم برای ابقا در لیگ، کمر یکدیگر را خرد کنند. در این عرصه تنگ و فرصت اندک مجال رنسانس فنی نیست و تصور پیشرفت‌های تاکتیکی فقط یک رویا‌بافی افراطی خواهد بود. تیم‌های باشگاهی ما به‌خاطر عدم پیشرفت آشکار فنی در هر دوره لیگ مقصرند و لیگ به‌دلیل بالا نرفتن از پله‌های صعود تاکتیکی یک فرآیند ناموفق تلقی می‌شود اما آنهایی که بساط مسابقات را اینگونه می‌چینند که می‌بینیم نیز به همان اندازه تقصیر دارند.
اینگونه هم نیست که بگوییم چون امسال جام ملت‌ها را در پیش داریم با این شرایط ناگوار مواجه شده‌ایم و در سال‌های قبلی نیز با مسائل و بهانه‌هایی مثل برگزاری دوره‌های مقدماتی و نهایی جام جهانی سر به‌سوی تنزل برده و در جاده‌های تاریک لیگ طی طریق کرده‌ایم و به نقطه‌ای رسیده‌ایم که خلق هیجان تنها موفقیت بزرگ لیگ تلقی شود و حتی پدیده‌های آن هم که نام‌شان در سطور قبلی آمد، اغلب نه محصولات مستقیم لیگ بلکه اعضای تیم‌های ملی نوجوانان و جوانان در سنوات اخیر فعالیت‌های این تیم‌ها باشند. این کوزه‌ای است که آبی ویژه از آن چندان تراوش نمی‌کند و فقط قطراتی برای ادامه حیات در بر دارد.

 


Page Generated in 0.0060 sec