printlogo


کد خبر: 171729تاریخ: 1397/8/20 00:00
طنزیم
تصور کن


هومن جعفری


نیم ساعت مانده به بازی. تلویزیون ورزشگاه را نشان می‌دهد و من حالم بد می‌شود. اعصابم کشمش و گردو قاطی می‌کند. ورزشگاه شیک و‌ تر و تمیز را می‌بینم و خون و کف بالا می‌آورم. حتما باید زور خارجی‌ها بالای سرمان باشد؟ خودمان نمی‌توانستیم این ورزشگاه را بازسازی کنیم؟ خودمان آدم نبودیم؟ حتما باید محض گل روی خارجی‌ها ورزشگاه‌مان استاندارد باشد؟ خودمان دل نداریم؟
تلویزیون همچنان تصویرها را نشان می‌دهد و اعصابم کشمش باقلوایی می‌شود. این خانم‌ها فقط باید به زور خارجی‌ها بیایند داخل ورزشگاه؟ اگر حضورشان ایراد دارد که کلا نیایند. اگر می‌توانند به صورت دکوری و خارجی پسند به ورزشگاه بیایند، چرا برای بازی‌های خودمان نیایند؟ حتما باید از ما تعهد بگیرند؟ نمی‌شود خودمان یادمان باشد که خانم‌های ایرانی خودشان تعهد یک زندگی هستند و اصلا نیازی ندارند کسی برایشان تعهدی بسپارد؟
تلویزیون اینفانتینو را نشان می‌دهد که دور ورزشگاه می‌چرخد و می‌خندد و برای تماشاگران دست تکان می‌دهد. قهرمان روز را ببینید. او و شیخ سلمان کاری کردند که یک ورزشگاه چهل و چند ساله نونوار شده باشد. دمتان گرم. مگر شما یک فشاری بیاورید که ما قدر سرمایه ملی‌مان را بدانیم. مگر شما منت سرمان بگذارید و یک مقدار استاندارد به ما هدیه کنید.
تلویزیون همچنان مشغول پخش کردن ورزشگاه نونوار آزادی است. می‌شود امجدیه را هم بدهیم دوستان بازسازی کنند؟ ورزشگاه‌های بدون چمن شمال کشور چطور؟ ورزشگاه تختی چطور؟ می‌شود هیات فوتبال‌ها را هم بدهیم دست ‌ای اف سی؟ تیم‌های پایه را چطور؟ می‌شود کل فوتبال ایران را کنترات بدهیم دست خارجی‌ها؟ خودمان بنشینیم یک گوشه تخمه بشکنیم و شگفت‌زده شویم؟ نمی‌شود اجازه بدهیم فوتبال کشورمان نونوار شود؟ راه ندارد اجازه بدهیم این همه استعداد و امکانات جای حرام شدن، درست مصرف شوند؟ شگفت‌زده‌مان کنند؟ به سطح استاندارد جهانی نزدیک شوند؟ نمی‌شود؟ امکانش نیست؟





 


Page Generated in 0.0054 sec