printlogo


کد خبر: 166825تاریخ: 1397/6/26 00:00
خشایار عباس‌آبادی از پشت پرده‌های تیم ملی رویینگ می‌گوید
دشمن ما کجایی بود؟



خشایار عباس‌آبادی که قبل از بازی‌های آسیایی به خاطر مصاحبه با ایران ورزشی درباره مسائل تیم ملی رویینگ مورد غضب مسوولان فدراسیون قرار گرفت، حالا با گذشت دو سه هفته‌ای از پایان بازی‌های آسیایی حرف‌های تندی می‌زند درباره آنچه در تیم ملی رویینگ رخ داده است. خشایار که در آخرین روزها از تیم ملی اعزامی به بازی‌های آسیایی کنار گذاشته شد، می‌گوید: «روز اول ملاقاتم با آقای صادقی را کاملا به یاد دارم که به ما گفت توان بچه‌های ایران از بقیه کشورها هیچ چیزی کم ندارد و جیوگا را از رومانی آورده‌ایم تا مانند ولاسکو برای والیبال، رویینگ را متحول کند. او گفت که مدال جهانی و المپیک به هیچ وجه دور نیست. شبی که جیوگا ایران را ترک می‌کرد خیلی ناراحت بود و گفت که من مهم‌تر از نتیجه و مدال‌های رنگارنگ، برای رویینگ یک خانواده ساختم. حالا باید بپرسیم که چه بر سر خانواده رویینگ آمد؟ دشمن ما کجایی بود؟ رقبای ما در آسیا بودند یا دوستان داخلی؟»
او که حرف‌هایش را در قالب دل نوشته‌ای می‌زند، معتقد است حس همدلی خوبی بین ملی پوشان ایجاد شده بود که حالا از بین رفته است: «سال پیش زمانی که با شعار یکی برای همه و همه برای یکی عازم تایلند بودیم تا در رقابت‌های قهرمانی آسیا شرکت کنیم، تمام هم و غم جیوگا یکدست بودن تیم بود و این شعار را برای ما انتخاب کرده بود. با مدال همدیگر از خوشحالی اشک می‌ریختیم و از نتیجه نگرفتن در بعضی ماده‌ها همه ناراحت می‌شدیم. همه به هم کمک می‌کردیم تا روحیه تیم حفظ شود و هیچکس دخالت یا تصرفی به سرنوشت دیگری نداشت و تصمیم گیرنده برای ارنج‌ها کورنومتر بود نه شخص دیگری! اما با رفتن جیوگا همه چیز عوض شد. متاسفانه روحیه تیم مردان برخلاف بانوان، 180 درجه تغییر کرد و به کل قانون‌ها از نو نوشته شد و تمام کسانی که جیوگا به هزار زحمت دستشان را از دخالت و تصرف کوتاه کرده بود با قدرتی دو چندان شروع به خراب کردن و گرفتن انتقام از تیم مردان کردند و قدم به قدم تیم مدالیست سال قبل را به نابودی کشاندند.»
عباس‌آبادی به بخشی از اختلاف‌های درونی تیم اشاره می‌کند و درگیری‌هایی که بعد از نتایج ضعیف در اندونزی اتفاق افتاده است. او از دو دستگی در تیم ملی می‌گوید و نگاهی هم به حرف‌های محسن شادی دارد: «من نمی‌دانم اصلا چرا محسن شادی باید بیاید اسم مرا مطرح کند؟ مگر من به او چه بدی یا بی‌احترامی کرده بودم؟ در جایی از مصاحبه‌اش گفته نفر اول پارسال امسال چهارم شد. دقیقا به همین دلیل بود که ادعای مدال طلا را داشتم چون شگرد ورزشکار قزاق را بررسی کرده و می‌دانستم چطور باید شکستش بدهم. در جای دیگر مصاحبه‌اش گفته ما برای آزمایش نهایی اعلام آمادگی کرده بودیم اما کسی نیامد! اولا که تمام ارنج‌های سنگین وزن را مثلا به تصمیم سرمربی بسته بودید چون شخص آقای شادی دوست داشت قایق دو نفره سنگین وزن را هم که شنیده بود چین در آن ماده شرکت نمی‌کند نیز مال خود کند.»
عباس‌آبادی نقد دیگری به محسن شادی وارد می‌داند و می‌گوید: «در جای دیگر مدعی شده که هیچ دخالتی در اردوها نداشته. ما در شهر ابهر 4 سوییت سه اتاقه، مجهز به آشپزخانه و حمام و دستشویی و از همه مهم‌تر سه لاین در مسافت استاندارد دوهزار متر داشتیم، پس چرا اردو به کیلومتر‌ها دورتر و به فاصله نیم ساعتی مرز ایران با ترکیه و عراق منتقل شد؟ با نظر او به جایی رفتیم که نه تنها لاین نداشت بلکه برای سوار شدن قایق اسکله هم نداشتیم. در حالی‌که با لطف روستاداری سیلوانه در اداره آتش‌نشانی مستقر شدیم. حتی کف زمین اداره هم یک ماه بعد، خودمان البته به خرج روستا موکت پهن کردیم. این کجا و آن کجا. تا یک ماه ابتدای اردو به دلیل بارش برف منطقه سردسیری از تمرین باز ماندیم. از دیگر تصمیم‌گیری‌های آقای شادی تاریخ آزمایش انتخابی یا بهتر بگویم بازی انتخابی بود که ترتیب داده بودند برای حذف من. طبق گفته آقای امینی رییس فدراسیون آزمایش باید پانزدهم تیر برگزار می‌شد اما دو روز مانده به آزمایش اعلام کردند که هنوز آماده نیستند و آزمایش نخواهند داد و به روز هفدهم موکول شد. باز هم حرفش از رییس بالاتر رفت. کجای دنیا تاریخ مسابقه اینطور تغییر می‌کند؟»
او به نکته‌های دیگری اشاره می‌کند که باید دید آیا پاسخی از سوی شادی و طاهر کبوتری در پی دارد: «بارها حرف و تصمیم‌های آقای امینی را به همراه طاهر کبوتری شکستند، رییس فدراسیون را نسبت به من بی‌اعتماد کردند و مشاوره‌های بی‌اساس دادند. دوباره احساس خطر کردند و آزمایش در روز بیست و دوم ماه در حالی برگزار شد که ما در پیست ارومیه نه لاین و نه داور خط‌نگهدار داشتیم! آنجا بود که فهمیدم چرا لاین خوب نیست. زمانی که من در ابتدا جلو افتادم برای 500 متر طاهر کبوتری سر من داد زد که برو به طرف بیرون و مرا از مسیرم منحرف کرد تا آقای شادی بتواند جلو بیفتد. از قصد از لاین فرضی خود خارج و به پشت من آمد و هرگز حتی یک کلمه به او تذکر ندادند و این شد که ادامه دادن من فایده‌ای نداشت.»

 


Page Generated in 0.0058 sec